پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲

ما، کانده تو نیاز داریم

دست از تو چگونه باز داریم؟

شادان به غم تو چون نباشیم؟

کز سوز غم تو ساز داریم

با سوز تو از چه رو نسازیم؟

چون لطف تو چاره ساز داریم

تیمار تو گرچه جان بکاهد

از جانش، چو جان، نیاز داریم

سر بر قدمت نهیم روزی

چون همت سرفراز داریم

جانبازی ما عجب نباشد

چون ما دل عشقباز داریم

گر جان برود، چه باک ما را؟

جانا، چو تو دلنواز داریم

دریاب، کز آتش فراقت

اندیشهٔ جان‌گداز داریم

بنما، که در انتظار رویت

پیوسته دو چشم باز داریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۴گر ز شمعت چراغی افروزیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۵گرچه دل خون کنی از خاک درت نگریزیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۶ناخورده شراب می‌خروشیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۷ناخورده شراب می‌خروشیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۸خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۹خیز، تا قصد کوی یار کنیم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۰تا کی از دست فراق تو ستم‌ها بینیم؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۱ز غم زار و حقیرم، با که گویم؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.