پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۰

افسوس! که باز از در تو دور بماندیم

هیهات! که از وصل تو مهجور بماندیم

گشتیم دگر باره به کام دل دشمن

کز روی تو، ای دوست، چنین دور بماندیم

ماتم زدگانیم، بیا، زار بگرییم

بر بخت بد خویش، که از سور بماندیم

خورشید رخت بر سر ما سایه نیفکند

بی روز رخت در شب دیجور بماندیم

از بوی خوشت زندگی‌ای یافته بودیم

واکنون همه بی‌بوی تو رنجور بماندیم

روشن نشد این خانهٔ تاریک دل ما

از شمع رخت، تا همه بی‌نور بماندیم

ناخورده یکی جرعه ز جام می وصلت

بنگر، چو عراقی، همه مخمور بماندیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۲ما، کانده تو نیاز داریم
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۳من که هر لحظه زار می‌گریم
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۴گر ز شمعت چراغی افروزیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۵گرچه دل خون کنی از خاک درت نگریزیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۶ناخورده شراب می‌خروشیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۷ناخورده شراب می‌خروشیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۸خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۹خیز، تا قصد کوی یار کنیم
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.