پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۹

ما دگرباره توبه بشکستیم

وز غم نام و ننگ وارستیم

خرقهٔ صوفیانه بدریدیم

کمر عاشقانه بر بستیم

در خرابات با می و معشوق

نفسی عاشقانه بنشستیم

از می لعل یار سرمستیم

وز دو چشمش خمار بشکستیم

شاید ار شور در جهان فکنیم

کز می لعل یار سر مستیم

چون بدیدیم آفتاب رخش

از طرب، ذره‌وار، بر جستیم

چنگ در دامن شعاع زدیم

تا بدان آفتاب پیوستیم

ذره بودیم، آفتاب شدیم

از عراقی چو مهر بگسستیم

این همه هست، خود نمی‌دانیم

کین زمان نیستیم یا هستیم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۱گرچه ز جهان جوی نداریم
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۲ما، کانده تو نیاز داریم
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۳من که هر لحظه زار می‌گریم
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۴گر ز شمعت چراغی افروزیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۵گرچه دل خون کنی از خاک درت نگریزیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۶ناخورده شراب می‌خروشیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۷ناخورده شراب می‌خروشیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۸خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیم
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.