پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۸

ما چو قدر وصلت، ای جان و جهان، نشناختیم

لاجرم در بوتهٔ هجران تو بگداختیم

ما که از سوز دل و درد جدایی سوختیم

سوز دل را مرهم از مژگان دیده ساختیم

بسکه ما خون جگر خوردیم از دست غمت

جان ما خون گشت و دل در موج خون انداختیم

در سماع دردمندان حاضر آ، یارا، دمی

بشنو این سازی که ما از خون دل بنواختیم

عمری اندر جست ‌و جویت دست و پایی می‌زدیم

عمر ما، افسوس، بگذشت و تو را نشناختیم

زان چنین ماندیم اندر ششدر هجرت، که ما

بر بساط راستی نرد وفا کژ باختیم

چون عراقی با غمت دیدیم خوش، ما همچو او

از طرب فارغ شدیم و با غمت پرداختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۰افسوس! که باز از در تو دور بماندیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۱گرچه ز جهان جوی نداریم
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۲ما، کانده تو نیاز داریم
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۳من که هر لحظه زار می‌گریم
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۴گر ز شمعت چراغی افروزیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۵گرچه دل خون کنی از خاک درت نگریزیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۶ناخورده شراب می‌خروشیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۷ناخورده شراب می‌خروشیم
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.