پرش به محتوای اصلی
امامی هروی امامی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۷

مقصود ترک اول سالک نجات بود

گنج نجات زیر طلسم ثبات بود

چون قوت ثبات و حیات و نجات یافت

بازش بذروه ی درجات التفات بود

حاصل شدش ز سلوت خلوت خلوص قلب

گرچه ز نفس غیر حرم سومنات بود

جانش طهارت دو جهان کرد ز آب صدق

در مسجد الحرام و صفا در صفات بود

علم و نظر شد آنچه ملک بود و آدمی

نور بصر شد آنچه جماد و نبات بود

پای نفس چو بر سر ایوان دل نهاد

دنیا و اخرت بر او ترهات بود

در هر قدم که بر در سلطان جان نهاد

نفی دو عالم و عدم کائنات بود

آندم کز آدم و از امامی اثر نبود

چه جای خاک مکه و آب هرات بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹مرا که گفت که دل بگسل از دیار و ز یار؟
  2. شمارهٔ ۱۰از نسیم زلفش ای باد سحر
  3. شمارهٔ ۱۱نه رای آنکه بترک دیار و یار کنم
  4. شمارهٔ ۱۲در محیطی فکنده ام زورق
  5. شمارهٔ ۱۳دوش جام وصل جانان خورده‌ام
  6. شمارهٔ ۱۴گفتم که فروغی ز لب لعل تو دیدم
  7. شمارهٔ ۱۵ای شده پای بند جان طره مشکبار تو
  8. شمارهٔ ۱۶ای شده جان در سر سودای تو
همه‌ی غزلیات ←

امامی هروی درباره‌ی امامی هروی

ملک‌الشعراء رضی‌الدین ابوعبدالله محمد بن ابی‌بکر بن عثمان هروی (وفات ۶۸۶ ه‍. ق) متخلص به امامی از شاعران ایرانی اوایل روزگار ایلخانی است. زادگاه او هرات بوده و مدح پادشاهان کرت را کرده است. او از شاعرانی است که در سدهٔ هفتم روش شاعران شرقی را در شعر خود حفظ کرد. وی با شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی، خواجه مجدالدین همگر، ش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.