پرش به محتوای اصلی
امامی هروی امامی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

گفتم که فروغی ز لب لعل تو دیدم

گفتا رقم دلشدگان بر تو کشیدم

گفتم خبرت هست که خون می شودم دل

گفتا ز می خون دلت نیز شنیدم

گفتم که دل از عشق تو بی صبر و قرار است

گفتا که من این بنده بدین عیب خریدم

گفتم بده‌ام کام دل ار نه بدهم جان

گفتا چو تو بسیار درین واقعه دیدم

گفتم که بفریاد من بی دل و دین رس

گفتا نه به فریاد دل و دینت رسیدم؟

گفتم به عنایت به امامی نگر آخر

گفتا که امامی به امامی نگزیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶ای شده جان در سر سودای تو
  2. شمارهٔ ۱۷تا کی زنی ز مشک سیه بر زره گره
  3. شمارهٔ ۱۸سوادِ لعل تو ای فتنهٔ مسلمانی
  4. شمارهٔ ۱۹بربود دلم، در چمنی، سرو روانی
  5. شمارهٔ ۲۰باز بی‌دین و دلم کرد شبیّ و سحری
  6. شمارهٔ ۲۱تو که خود مونس روان بودی
  7. شمارهٔ ۲۲کرا آن زهره و این راستگوئی
همه‌ی غزلیات ←

امامی هروی درباره‌ی امامی هروی

ملک‌الشعراء رضی‌الدین ابوعبدالله محمد بن ابی‌بکر بن عثمان هروی (وفات ۶۸۶ ه‍. ق) متخلص به امامی از شاعران ایرانی اوایل روزگار ایلخانی است. زادگاه او هرات بوده و مدح پادشاهان کرت را کرده است. او از شاعرانی است که در سدهٔ هفتم روش شاعران شرقی را در شعر خود حفظ کرد. وی با شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی، خواجه مجدالدین همگر، ش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.