پرش به محتوای اصلی
امامی هروی امامی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

دوش جام وصل جانان خورده‌ام

باده‌ها از ساغر جان خورده‌ام

جای آن است ار نگنجم در جهان

زآن که جام از دست جانان خورده‌ام

جان همی‌نازد ز لفظ عذب من

از پی آن کآب حیوان خورده‌ام

با لب و دندان آن آب حیات

کاندُهِ عشقش فراوان خورده‌ام

غیرت لؤلؤی لالا دیده‌ام

طیره لعل بدخشان خورده‌ام

خون دل بسیار خوردم تا به دوش

تا نپنداری که آسان خورده‌ام

بی‌امامی جام مالامال او

واله و مدهوش و حیران خورده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵ای شده پای بند جان طره مشکبار تو
  2. شمارهٔ ۱۶ای شده جان در سر سودای تو
  3. شمارهٔ ۱۷تا کی زنی ز مشک سیه بر زره گره
  4. شمارهٔ ۱۸سوادِ لعل تو ای فتنهٔ مسلمانی
  5. شمارهٔ ۱۹بربود دلم، در چمنی، سرو روانی
  6. شمارهٔ ۲۰باز بی‌دین و دلم کرد شبیّ و سحری
  7. شمارهٔ ۲۱تو که خود مونس روان بودی
  8. شمارهٔ ۲۲کرا آن زهره و این راستگوئی
همه‌ی غزلیات ←

امامی هروی درباره‌ی امامی هروی

ملک‌الشعراء رضی‌الدین ابوعبدالله محمد بن ابی‌بکر بن عثمان هروی (وفات ۶۸۶ ه‍. ق) متخلص به امامی از شاعران ایرانی اوایل روزگار ایلخانی است. زادگاه او هرات بوده و مدح پادشاهان کرت را کرده است. او از شاعرانی است که در سدهٔ هفتم روش شاعران شرقی را در شعر خود حفظ کرد. وی با شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی، خواجه مجدالدین همگر، ش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.