پرش به محتوای اصلی
امامی هروی امامی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

ای شده جان در سر سودای تو

برده دلم مشک سمن سای تو

در چمن حسن خرامان ندید

چشم جهان سرو ببالای تو

بر فلک حسن فروزان نگشت

چهره چو خورشید خور آسای تو

ماه زمینی و نیابد به عمر

ماه فلک چون رخ زیبای تو

نور دل و دیده‌ای از بهر آن

در دل و در دیده کنم جای تو

خواستنت اصل تمنای من

تا کنم از دیده تمنای تو

من کیم آخر که جهان مینهد

سر چو، سر زلف تو بر پای تو

نرگس رعنای تو خونم بریخت

در هوس لعل شکر خای تو

وعده فردا مده، از آنکه رفت

عمر من اندر سر فردای تو

باز نخواهد مگر انصاف شاه

خون من از نرگس شهلای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸سوادِ لعل تو ای فتنهٔ مسلمانی
  2. شمارهٔ ۱۹بربود دلم، در چمنی، سرو روانی
  3. شمارهٔ ۲۰باز بی‌دین و دلم کرد شبیّ و سحری
  4. شمارهٔ ۲۱تو که خود مونس روان بودی
  5. شمارهٔ ۲۲کرا آن زهره و این راستگوئی
همه‌ی غزلیات ←

امامی هروی درباره‌ی امامی هروی

ملک‌الشعراء رضی‌الدین ابوعبدالله محمد بن ابی‌بکر بن عثمان هروی (وفات ۶۸۶ ه‍. ق) متخلص به امامی از شاعران ایرانی اوایل روزگار ایلخانی است. زادگاه او هرات بوده و مدح پادشاهان کرت را کرده است. او از شاعرانی است که در سدهٔ هفتم روش شاعران شرقی را در شعر خود حفظ کرد. وی با شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی، خواجه مجدالدین همگر، ش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.