پرش به محتوای اصلی
امامی هروی امامی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

ای شده پای بند جان طره مشکبار تو

برده مرا قرار دل سنبل بی قرار تو

از پی آنکه تا کند هر سحری صبوحی ای

از می لعل اشک من، نرگس پر خمار تو

روی مرا بخون دل کرد نگار و می کند

دیده ی درد مند من بی رخ چون نگار تو

آفت روزگار من حسن تو برد، آه من

باشد اگر ستم کنی آفت روزگار تو

پرده دیده ام ز خون، بحر محیط می کند

هر نفسی کنار من در غم بی کنار تو

گرچه سر امامیت نیست بترک او مگر

چون بنشاند اشک او گرد ز رهگذار تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷تا کی زنی ز مشک سیه بر زره گره
  2. شمارهٔ ۱۸سوادِ لعل تو ای فتنهٔ مسلمانی
  3. شمارهٔ ۱۹بربود دلم، در چمنی، سرو روانی
  4. شمارهٔ ۲۰باز بی‌دین و دلم کرد شبیّ و سحری
  5. شمارهٔ ۲۱تو که خود مونس روان بودی
  6. شمارهٔ ۲۲کرا آن زهره و این راستگوئی
همه‌ی غزلیات ←

امامی هروی درباره‌ی امامی هروی

ملک‌الشعراء رضی‌الدین ابوعبدالله محمد بن ابی‌بکر بن عثمان هروی (وفات ۶۸۶ ه‍. ق) متخلص به امامی از شاعران ایرانی اوایل روزگار ایلخانی است. زادگاه او هرات بوده و مدح پادشاهان کرت را کرده است. او از شاعرانی است که در سدهٔ هفتم روش شاعران شرقی را در شعر خود حفظ کرد. وی با شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی، خواجه مجدالدین همگر، ش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.