پرش به محتوای اصلی
امامی هروی امامی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

از نسیم زلفش ای باد سحر

گر خبر داری چرائی بی خبر

چند پیمائی هوا بر کوی او

گر گذر داری ز گردون بر گذر

سایه زلفش سواد چشم تست

گر نمی بینی زهی نور بصر

پرتو لعلت فروغ وصل اوست

گر نمی دانی زهی صاحب نظر

سالک بی علم و علم بی سلوک

هست اگر خود سر بسر روزی و زر

شمع و تاریکی و نابینا و چاه

تیغ و ناهشیار بی پرهیز و سر

ای امامی آفتاب اندر شبست

در عبارت وصل آن زیبا پسر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲در محیطی فکنده ام زورق
  2. شمارهٔ ۱۳دوش جام وصل جانان خورده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۴گفتم که فروغی ز لب لعل تو دیدم
  4. شمارهٔ ۱۵ای شده پای بند جان طره مشکبار تو
  5. شمارهٔ ۱۶ای شده جان در سر سودای تو
  6. شمارهٔ ۱۷تا کی زنی ز مشک سیه بر زره گره
  7. شمارهٔ ۱۸سوادِ لعل تو ای فتنهٔ مسلمانی
  8. شمارهٔ ۱۹بربود دلم، در چمنی، سرو روانی
همه‌ی غزلیات ←

امامی هروی درباره‌ی امامی هروی

ملک‌الشعراء رضی‌الدین ابوعبدالله محمد بن ابی‌بکر بن عثمان هروی (وفات ۶۸۶ ه‍. ق) متخلص به امامی از شاعران ایرانی اوایل روزگار ایلخانی است. زادگاه او هرات بوده و مدح پادشاهان کرت را کرده است. او از شاعرانی است که در سدهٔ هفتم روش شاعران شرقی را در شعر خود حفظ کرد. وی با شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی، خواجه مجدالدین همگر، ش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.