پرش به محتوای اصلی
امامی هروی امامی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۶

رای مرا چو شیفته روی خویش کرد

روی دلم ز روی کرم سوی خویش کرد

چندین هزار بار مرا مست هر دو کون

زلفش ببوئی از سر هر موی خویش کرد

گاهم کمند لطف ز گیسوی وصل ساخت

گاهم کمان فیض ببازوی خویش کرد

گه در جهان جان نفس قدس صبح اوم

مشگین نفس چو صبحدم از موی خویش کرد

قلب مرا شکسته ی پیکان درد خواست

درد مرا مبادی داروی خویش کرد

روح مرا که گلبن بستان قدس بود

خاشاک راه آتش نیروی خویش کرد

بازم چو در فنای فنا محو محو دید

در قرب عشق آینه ی روی خویش کرد

چه جای آینه است که گر نیک بشنوی

مستم چو دید در خم ابروی خویش کرد

ز آن هر نفس ز نفس امامی نفس زند

کورا نفس ز نفس نفس گوی خویش کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸از هنر مرد بهره ور گردد
  2. شمارهٔ ۹مرا که گفت که دل بگسل از دیار و ز یار؟
  3. شمارهٔ ۱۰از نسیم زلفش ای باد سحر
  4. شمارهٔ ۱۱نه رای آنکه بترک دیار و یار کنم
  5. شمارهٔ ۱۲در محیطی فکنده ام زورق
  6. شمارهٔ ۱۳دوش جام وصل جانان خورده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۴گفتم که فروغی ز لب لعل تو دیدم
  8. شمارهٔ ۱۵ای شده پای بند جان طره مشکبار تو
همه‌ی غزلیات ←

امامی هروی درباره‌ی امامی هروی

ملک‌الشعراء رضی‌الدین ابوعبدالله محمد بن ابی‌بکر بن عثمان هروی (وفات ۶۸۶ ه‍. ق) متخلص به امامی از شاعران ایرانی اوایل روزگار ایلخانی است. زادگاه او هرات بوده و مدح پادشاهان کرت را کرده است. او از شاعرانی است که در سدهٔ هفتم روش شاعران شرقی را در شعر خود حفظ کرد. وی با شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی، خواجه مجدالدین همگر، ش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.