پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

غزلیات

شمارهٔ ۲

مرا عشق تو از من جان بپرداخت

همه تاریکی از روشن بپرداخت

به عشقت هر که چون من گشت مسرور

ز بار عقل و جان گردن بپرداخت

دلت در لافگاه سست عهدی

به عشوه سخت از آهن بپرداخت

غمت را دوست دارم زآن که مهرش

مرا از دوست وز دشمن بپرداخت

به جزع از دیگران جان بر که لعلت

به یک خنده ز کار من بپرداخت

عمادی تا به سودای تو پیوست

فرشته گشت زاهریمن بپرداخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴در جهان چیست کز جهان بتر است
  2. شمارهٔ ۵در ره عشق تو فلک لنگ است
  3. شمارهٔ ۶حاصل روزگار جز غم نیست
  4. شمارهٔ ۷چه کرده‌ام که سزای من است هجرانت
  5. شمارهٔ ۸هر که را روی در نکونامی است
  6. شمارهٔ ۹طریق عشق تو پایان ندارد
  7. شمارهٔ ۱۰گردون سر مردمی ندارد
  8. شمارهٔ ۱۱بی‌رخ تو زلف دین به شانه نیارزد
همه‌ی غزلیات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.