فهرست اشعار
- شمارهٔ ۵۴١ اگر چه صبر مفتاح نجاتست
- شمارهٔ ۵۴٢ ای افضل زمانه که در عرصه زمین
- شمارهٔ ۵۴٣ ای ابن یمین جهان نیرزد
- شمارهٔ ۵۴۴ ای برادر هیچ اگر داری ز حال خود خبر
- شمارهٔ ۵۴۵ آنچه ناگفتنی است در دل خود
- شمارهٔ ۵۴۶ با خبر باش که دنیا گذرانست ایدل
- شمارهٔ ۵۴٧ بتابی رخ ایدل ز مال و منال
- شمارهٔ ۵۴٨ بر من سپهر کرده نعیم جهان حرام
- شمارهٔ ۵۴٩ تهتک در سخن گفتن زیانست
- شمارهٔ ۵۵٠ تو بدی میکنی و میخواهی
- شمارهٔ ۵۵١ چه باشد ای نفس خرم نسیم شمال
- شمارهٔ ۵۵٢ دلا ز وقت بد خود جزع مکن ز نهار
- شمارهٔ ۵۵٣ دیدم پریر ساده غلام بخارئیی
- شمارهٔ ۵۵۴ دو هفته مه روزه چون رخ نمود
- شمارهٔ ۵۵۵ ز من بشنو ای خواجه پیرانه پندی
- شمارهٔ ۵۵۶ سحر گهی متفکر نشسته در کنجی
- شمارهٔ ۵۵٧ سئوال کرد ز من سائلی که ای درویش
- شمارهٔ ۵۵٨ شهریار جهان معزالدین
- شمارهٔ ۵۵٩ عزت خلق اگر نگهداری
- شمارهٔ ۵۶٠ کوته نظران ابن یمین را نتوانند
- شمارهٔ ۵۶١ گرچه میبینم پریشان ایدل آشفته کار
- شمارهٔ ۵۶٢ گر ز اسماء مقولات عشر پرسد کسی
- شمارهٔ ۵۶٣ گرت میل باشد که در پارسی
- شمارهٔ ۵۶۴ مرجع اهل حیل مجمع تزویر و نفاق
- شمارهٔ ۵۶۵ مرو ای ابن یمین گر دهد ایام ترا
- شمارهٔ ۵۶۶ میدهد دست فلک دولت اصحاب یمین
- شمارهٔ ۵۶٧ مرا زین پیش خاطر چندگاهی
- شمارهٔ ۵۶٨ نرسد هیچ بد و نیک بکس
- شمارهٔ ۵۶٩ وارث املاک اینجو سعد دین مسعود آنک
- شمارهٔ ۵٧٠ هر چه موجودست آنرا یافتند
- شمارهٔ ۵٧١ هر که در جمع مال سعی کند
- شمارهٔ ۵٧٢ هر کرا طالع مساعد نیست
- شمارهٔ ۵٧٣ هر که بندد کمر بخدمت خلق
- شمارهٔ ۵٧۴ هر چه آن آشکار نتوان کرد
- شمارهٔ ۵٧۵ هفتاد سالگی که دو چندانت عمر باد
- شمارهٔ ۵٧۶ ای دل ار گوش سوی من داری
- شمارهٔ ۵٧٧ ایهنرمند نامجوی پسر
- شمارهٔ ۵٧٨ این منم باز که در باغ بهشت افتادم
- شمارهٔ ۵٧٩ آنکسانرا که بمقدار جوی نیست هنر
- شمارهٔ ۵٨٠ بجای هیچکس اندر زمانه بد نکنم
- شمارهٔ ۵٨١ بهفته ئی که جدا گشته ام ز خدمت تو
- شمارهٔ ۵٨٢ بدانخدای که بنگاشت دست قدرت او
- شمارهٔ ۵٨٣ ببابا حیدرم باشد توقع
- شمارهٔ ۵٨۴ با خرد گفتم که ای فرزانه پیر کاردان
- شمارهٔ ۵٨۵ پامال اگرچه چرخ جفا کرد گو بکن
- شمارهٔ ۵٨۶ بحمدالله مرا هستند فرزندان روحانی
- شمارهٔ ۵٨٧ با خویشتنم هست دمی خوش که در آندم
- شمارهٔ ۵٨٨ بمن رسید که بحر علوم در گه موج
- شمارهٔ ۵٨٩ پیشتر زین بسی صدور و عظام
- شمارهٔ ۵٩٠ پیام داد به کُس کیر اژدها پیکر
- شمارهٔ ۵٩١ پیشتر زین چند گاهی دل پریشان داشتم
- شمارهٔ ۵٩٢ تا شنیدم که نو فراش شدی
- شمارهٔ ۵٩٣ جمعی که در تصور اوهام نامدی
- شمارهٔ ۵٩۴ جهان بگشتم و آفاق سر بسر دیدم
- شمارهٔ ۵٩۵ چو در دنیا نخواهد ماند چیزی
- شمارهٔ ۵٩۶ چون سرانجام زینخرابه رباط
- شمارهٔ ۵٩٧ حقا که ملک شاه نیرزد بجملگی
- شمارهٔ ۵٩٨ حال خود بر جمال دین سنقر
- شمارهٔ ۵٩٩ خدیو کشور دانش یمین دولت و دین
- شمارهٔ ۶٠٠ خسروانرا دو کار میباید
متن اشعار به نقل از گنجور.