پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۵٧۴

هر چه آن آشکار نتوان کرد

مکن اندر نهان بهیچ سبیل

ز آنکه بی شک نهان نخواهد ماند

بد و نیک جهان بهیچ سبیل

سخنی کت گزیر باشد از آن

مگذران بر زمان بهیچ سبیل

که سخن چون روان روان برود

باز نآید روان بهیچ سبیل

هر بلائی که از تو بر تو رسد

نتوان رست از آن بهیچ سبیل

پند پیرانه را ز ابن یمین

رد مکن ایجوان بهیچ سبیل

سودمندست پندش ار شنوی

ز آن نبینی زیان بهیچ سبیل

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵٧۶ای دل ار گوش سوی من داری
  2. شمارهٔ ۵٧٧ایهنرمند نامجوی پسر
  3. شمارهٔ ۵٧٨این منم باز که در باغ بهشت افتادم
  4. شمارهٔ ۵٧٩آنکسانرا که بمقدار جوی نیست هنر
  5. شمارهٔ ۵٨٠بجای هیچکس اندر زمانه بد نکنم
  6. شمارهٔ ۵٨١بهفته ئی که جدا گشته ام ز خدمت تو
  7. شمارهٔ ۵٨٢بدانخدای که بنگاشت دست قدرت او
  8. شمارهٔ ۵٨٣ببابا حیدرم باشد توقع
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.