پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۵٧٨

این منم باز که در باغ بهشت افتادم

وز سفر کان بحقیقت سقرست آزادم

این بخوابست که میبینم اگر بیداری

که پس آنهمه اندوه چنین دلشادم

دستگیر ار نشدی حق که توانستی خاست

آنچنان سخت که ناگاه ز پای افتادم

چه کنم ملک خراسان چه کشم محنت جان

وقت آنست که پرسی خبر از بغدادم

گرچه این مولد و منشاست ولی سعدی گفت

نتوان مرد به سختی که من اینجا زادم

زین وطن گر بروم هست خریدار بسی

گوهری را که بود زاده طبع رادم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵٨٠بجای هیچکس اندر زمانه بد نکنم
  2. شمارهٔ ۵٨١بهفته ئی که جدا گشته ام ز خدمت تو
  3. شمارهٔ ۵٨٢بدانخدای که بنگاشت دست قدرت او
  4. شمارهٔ ۵٨٣ببابا حیدرم باشد توقع
  5. شمارهٔ ۵٨۴با خرد گفتم که ای فرزانه پیر کاردان
  6. شمارهٔ ۵٨۵پامال اگرچه چرخ جفا کرد گو بکن
  7. شمارهٔ ۵٨۶بحمدالله مرا هستند فرزندان روحانی
  8. شمارهٔ ۵٨٧با خویشتنم هست دمی خوش که در آندم
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.