پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۵٨۶

بحمدالله مرا هستند فرزندان روحانی

که حوراشان بپروردست در آغوش و رضوان هم

سراسر بر جهانگیری چو شاه اختران قادر

عراق آورده زیر حکم اقلیم خراسان هم

دمی با هر که بنشینند بگشایند بر طبعش

ز صورت‌های پر معنی در صد باغ و بستان هم

به هر مجلس که بگشاید یکی زیشان در حکمت

دمادم اهل مجلس را کند خندان و گریان هم

ز لطف هر یکی گشته است غرق اندر خوی خخلت

نم سرچشمه زمزم چه زمزم آب حیوان هم

سه چارم نیز می‌باشند فرزندان جسمانی

ولی من فارغم زیشان و از من نیز ایشان هم

ز فرزندان جسمانی ندارم چشم جمعیت

کزیشان روز و شب هستم دل‌افکار و پریشان هم

بقای جان فرزندان روحانی من بادا

که من زیشان شدم شهره به ایران و به توران هم

کر ای آن کنند الحق که چون ابن یمین سازم

یکایک را وطن در دل نه در دل بلکه در جان هم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵٨٨بمن رسید که بحر علوم در گه موج
  2. شمارهٔ ۵٨٩پیشتر زین بسی صدور و عظام
  3. شمارهٔ ۵٩٠پیام داد به کُس کیر اژدها پیکر
  4. شمارهٔ ۵٩١پیشتر زین چند گاهی دل پریشان داشتم
  5. شمارهٔ ۵٩٢تا شنیدم که نو فراش شدی
  6. شمارهٔ ۵٩٣جمعی که در تصور اوهام نامدی
  7. شمارهٔ ۵٩۴جهان بگشتم و آفاق سر بسر دیدم
  8. شمارهٔ ۵٩۵چو در دنیا نخواهد ماند چیزی
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.