پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۵٩٠

پیام داد به کُس کیر اژدها پیکر

که ای کشیده به عمر دراز آزارم

تویی که جز در تو کهف خود نمی‌دانم

در آن زمان که به سختی همی‌رسد کارم

جواب دادش و گفتا چه سخت‌دل یاری

بیا که جز تو کسی نیست مونس غارم

ولی تمامت عضوم خدای سنگ کناد

به غیر باد گر از عشق تو به کف دارم

فرو چکد سبکت آب شرم از دیده

گر آنچه در پس من کرده‌ای به پیش آرم

هوای من به پس پشت اگر چه افکندی

هنوز من حق صحبت ز یاد نگذارم

ز روزگار وصالت چو یاد می‌آرم

هزار قطرهٔ خونین ز دیده می‌بارم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵٩٢تا شنیدم که نو فراش شدی
  2. شمارهٔ ۵٩٣جمعی که در تصور اوهام نامدی
  3. شمارهٔ ۵٩۴جهان بگشتم و آفاق سر بسر دیدم
  4. شمارهٔ ۵٩۵چو در دنیا نخواهد ماند چیزی
  5. شمارهٔ ۵٩۶چون سرانجام زینخرابه رباط
  6. شمارهٔ ۵٩٧حقا که ملک شاه نیرزد بجملگی
  7. شمارهٔ ۵٩٨حال خود بر جمال دین سنقر
  8. شمارهٔ ۵٩٩خدیو کشور دانش یمین دولت و دین
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.