پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۵٩١

پیشتر زین چند گاهی دل پریشان داشتم

خود چه می‌گویم ز دل صد رنج بر جان داشتم

یوسف مصر کرم را از تکسر شکوه‌ای

بود و من یعقوب وش دل بیت احزان داشتم

آن علی علم حسن سیرت علاءالدین حسین

کز غم او چشم و دل گریان و بریان داشتم

بسکه بر خاطر ملالت بود مستولی مرا

همچو گنج آرامگه در کنج ویران داشتم

از جفای چرخ چوکانی دل آزرده را

بر سر میدان غم چون گوی گردان داشتم

گرچه بر من ز آن تکسر گشت رمزی آشکار

لیک چون خوش نامدم از خویش پنهان داشتم

ورچه یکساعت نبودم دور ازو بی درد دل

لیکن از دیدار او امید درمان داشتم

منت ایزد را که دیدم در زمان صحتش

گشته ایمن ز آنچه دل از وی هراسان داشتم

بعد ازین شکرست چون ابن یمین کارم از آنک

حاصلم شد هر چه چشم آن ز یزدان داشتم

گر به ماضی شرح دادم اختصاص خود بدو

ظن مبر کانحال ماضی بد که من آن داشتم

داشتم در دل هوای او و خواهم داشتن

تا ابد چون دائم او را رکن ایمان داشتم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵٩٣جمعی که در تصور اوهام نامدی
  2. شمارهٔ ۵٩۴جهان بگشتم و آفاق سر بسر دیدم
  3. شمارهٔ ۵٩۵چو در دنیا نخواهد ماند چیزی
  4. شمارهٔ ۵٩۶چون سرانجام زینخرابه رباط
  5. شمارهٔ ۵٩٧حقا که ملک شاه نیرزد بجملگی
  6. شمارهٔ ۵٩٨حال خود بر جمال دین سنقر
  7. شمارهٔ ۵٩٩خدیو کشور دانش یمین دولت و دین
  8. شمارهٔ ۶٠٠خسروانرا دو کار میباید
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.