پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۵۵١

چه باشد ای نفس خرم نسیم شمال

که بگذری سوی آن اختر سپهر جلال

خدیو کشور دانش نظام ملت و دین

که هست در همه فن همچو یک فنان بکمال

بجز لطایف انفاس روحپرور تو

نشان نداد کس اندر زمانه سحر حلال

زبان بنطق چو بگشاید از سلامت لفظ

گمان بری که ز کوثر روان شدست زلال

نظر بطلعت میمون او چو بگشائی

چنانکه شرط ادب باشد ای نسیم شمال

بگوی قصه هجران ولی چنان بمگوی

که طبع نازک او را فزاید از تو ملال

چه حاجتست بتطویل شرح هجرانرا

بس است یک سخن مختصر بحسب الحال

سلام من برسان پس بصورت تضمین

بگوی کابن یمین گفت کای ستوده خصال

جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال

شب فراق نخفتیم تا سحر ز خیال

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵۵٣دیدم پریر ساده غلام بخارئیی
  2. شمارهٔ ۵۵۴دو هفته مه روزه چون رخ نمود
  3. شمارهٔ ۵۵۵ز من بشنو ای خواجه پیرانه پندی
  4. شمارهٔ ۵۵۶سحر گهی متفکر نشسته در کنجی
  5. شمارهٔ ۵۵٧سئوال کرد ز من سائلی که ای درویش
  6. شمارهٔ ۵۵٨شهریار جهان معزالدین
  7. شمارهٔ ۵۵٩عزت خلق اگر نگهداری
  8. شمارهٔ ۵۶٠کوته نظران ابن یمین را نتوانند
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.