پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۵۶٩

وارث املاک اینجو سعد دین مسعود آنک

عرضه خواهم داشتن در خدمت او شرح حال

از خراسان چون نهادم پای در ملک عراق

بود اول کس که کردم بر درش حط رحال

راستی را نیک توجیهی بترحیبم بگفت

آنچنان کآید ز ذات پاک هر نیکو خصال

چون بخرجی احتیاجم دید دیناری هزار

از کرم ده شانزده انعام کرد اما عوال

بعد از آن آنرا حوالت کرد با فرزانه ئی

گر بزی روشندلی صاحب کمال

راستی را آنچه من دیدم ز نا اهلی او

شرح آن نتوان که بیرونست از حد مقال

با چنان نیکی که اول خواجه سعد الدین نمود

حیف بود آخر زدن بر طبل بدنامی دوال

گوئیا کز من گناهی بس بزرگ آمد پدید

کو چنین ناگه مرا افکند با سگ در جوال

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵٧١هر که در جمع مال سعی کند
  2. شمارهٔ ۵٧٢هر کرا طالع مساعد نیست
  3. شمارهٔ ۵٧٣هر که بندد کمر بخدمت خلق
  4. شمارهٔ ۵٧۴هر چه آن آشکار نتوان کرد
  5. شمارهٔ ۵٧۵هفتاد سالگی که دو چندانت عمر باد
  6. شمارهٔ ۵٧۶ای دل ار گوش سوی من داری
  7. شمارهٔ ۵٧٧ایهنرمند نامجوی پسر
  8. شمارهٔ ۵٧٨این منم باز که در باغ بهشت افتادم
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.