پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۸

تا بر آنقامت و بالا نظر افتاد مرا

بس ملولست دل از سرو و زشمشاد مرا

در هوای لب شیرین تو ایخسرو حسن

شد بتلخی ز بدن روح چو فرهاد مرا

تا رقم بربقم از نیل صبوحی زده ئی

دیده شد در هوسش دجله بغداد مرا

هرگزم شاد مبادا دل اگر میل کنم

که کند عشق تو از بند غم آزاد مرا

عشق تو همدم من بود مرا پیوسته

هست با جان صنما عشق تو همزاد مرا

دل سختت بسرشکم نشود نرم بلی

کی شود نرم بآب آهن و پولاد مرا

آتش و آب دل و دیده دلیل اند بر آنک

زود چون خاک دهد عشق تو بر باد مرا

من نه آنم که کنم میل بداد دگری

تا بدل میرسد از عشق تو بیداد مرا

با غم هجر تو چون ابن یمین میسازم

تا سعادت کند از وصل تو دلشاد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰خرم آن کوی که منزلگه یارست آنجا
  2. شمارهٔ ۱۱زلف مشکین تو سرمایه سوداست مرا
  3. شمارهٔ ۱۲شمع رخسار تو شیرین پسرا سوخت مرا
  4. شمارهٔ ۱۳هر که بیند رخ آندلبر یغمائی را
  5. شمارهٔ ۱۴ای گشته از صفای رخت شرمسار آب
  6. شمارهٔ ۱۵بر من گذشت آن پسر شنگ نوش لب
  7. شمارهٔ ۱۶بیاض غمزه روی و سواد طره شب
  8. شمارهٔ ۱۷بر گل سیراب او بین سنبلی پر پیچ و تاب
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.