پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

خرم آن کوی که منزلگه یارست آنجا

روز پیروز کسیراست که بارست آنجا

عارضش لاله سیراب و قدش سرو سهی است

بر سر سرو سهی لاله ببارست آنجا

هر خم از چین سر زلف گره بر گرهش

که زهم باز کنی مشک تتارست آنجا

گنج حسن رخ جانان نتوان داد ز دست

گر چه از غالیه صد حلقه مارست آنجا

حبذا منزل جانان که در ایام خزان

از فروغ گل خندانش بهارست آنجا

از خیال رخ دلبر خبرش پرسیدم

گفت خوش باش که او عاشق زارست آنجا

گر چه در بحر غم او بکنار افتادیم

لیک شادیم که امید کنارست آنجا

هر کجا پای نهد هست سر ابن یمین

و ز دو چشم گهر افشانش نثارست آنجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲شمع رخسار تو شیرین پسرا سوخت مرا
  2. شمارهٔ ۱۳هر که بیند رخ آندلبر یغمائی را
  3. شمارهٔ ۱۴ای گشته از صفای رخت شرمسار آب
  4. شمارهٔ ۱۵بر من گذشت آن پسر شنگ نوش لب
  5. شمارهٔ ۱۶بیاض غمزه روی و سواد طره شب
  6. شمارهٔ ۱۷بر گل سیراب او بین سنبلی پر پیچ و تاب
  7. شمارهٔ ۱۸تا کرد زیر سایه نهان زلفت آفتاب
  8. شمارهٔ ۱۹روی شهر آر ای یارم گر نبودی آفتاب
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.