پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۶

بیا ماهرویا شکر لب نگارا

گشایش ده از بند غم جان ما را

صبا گر رساند بما بوی وصلت

دهم جان بشکرانه باد صبا را

گرم سرمه از خاک پای تو باشد

نیارم بچشم اندرون توتیا را

نمائی بخونم خط و هر دو چشمت

گواهی دهند ای پسر صد بلا را

بگفتار ایشان مکن کار با من

لانی اراهم شهودا سکارا

من و گریه و آه ازین پس چو دلبر

نخواهد جزین آب و جز این هوا را

وفا جستم از وی زهی سعی باطل

چه دانند خوبان طریق وفا را

ز کوی خود ابن یمین را چه رانی

نرانند شاهان ز درگه گدا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸تا بر آنقامت و بالا نظر افتاد مرا
  2. شمارهٔ ۹توئی که مهر تو دلبند و دلگشاست مرا
  3. شمارهٔ ۱۰خرم آن کوی که منزلگه یارست آنجا
  4. شمارهٔ ۱۱زلف مشکین تو سرمایه سوداست مرا
  5. شمارهٔ ۱۲شمع رخسار تو شیرین پسرا سوخت مرا
  6. شمارهٔ ۱۳هر که بیند رخ آندلبر یغمائی را
  7. شمارهٔ ۱۴ای گشته از صفای رخت شرمسار آب
  8. شمارهٔ ۱۵بر من گذشت آن پسر شنگ نوش لب
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.