پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۵

باشد از من باز کمتر غم جدا

غم نشد زین خسته دل یکدم جدا

آب چشمم را نیارد کرد عقل

در هوای عارضش از دم جدا

بی رخ جانپرورش دارم دلی

همچو ریشی مانده از مرهم جدا

تا غریق بحر هجران گشته ام

چشمه چشمم نشد از نم جدا

بسکه امواج پیا پی میزند

کس نیارد کردنش از یم جدا

گفتمش جانا نپنداری مگر

من بکام از درگهت گشتم جدا

گفت کای ابن یمین پیش از تو نیز

گشت ناکام از بهشت آدم جدا

روزگار احبابرا چون روز و شب

در پی هم دارد و از هم جدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷بر وصالش یک نفس گر دسترس باشد مرا
  2. شمارهٔ ۸تا بر آنقامت و بالا نظر افتاد مرا
  3. شمارهٔ ۹توئی که مهر تو دلبند و دلگشاست مرا
  4. شمارهٔ ۱۰خرم آن کوی که منزلگه یارست آنجا
  5. شمارهٔ ۱۱زلف مشکین تو سرمایه سوداست مرا
  6. شمارهٔ ۱۲شمع رخسار تو شیرین پسرا سوخت مرا
  7. شمارهٔ ۱۳هر که بیند رخ آندلبر یغمائی را
  8. شمارهٔ ۱۴ای گشته از صفای رخت شرمسار آب
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.