پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۴

الا ایدل اگر خواهی تماشاگاه علوی را

بسان قدسیان بر شو ببام گنبد مینا

نظر بگشای تا بینی جهانی جان همه شادان

ولیکن این کسی بیند که دارد دیده بینا

درین بیدای بی پایان که شد عقل اندرو حیران

دلیلت عشق میباید نه علم بوعلی سینا

بکوش ایدل که سالک را نشاید یکدم آسودن

زهی دولت اگر باشی ز جمع جاهدوا فینا

تو باری جهد خود میکن چه دانی حال چون باشد

کسی واقف نخواهد گشت بر اسرار لو شئنا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶بیا ماهرویا شکر لب نگارا
  2. شمارهٔ ۷بر وصالش یک نفس گر دسترس باشد مرا
  3. شمارهٔ ۸تا بر آنقامت و بالا نظر افتاد مرا
  4. شمارهٔ ۹توئی که مهر تو دلبند و دلگشاست مرا
  5. شمارهٔ ۱۰خرم آن کوی که منزلگه یارست آنجا
  6. شمارهٔ ۱۱زلف مشکین تو سرمایه سوداست مرا
  7. شمارهٔ ۱۲شمع رخسار تو شیرین پسرا سوخت مرا
  8. شمارهٔ ۱۳هر که بیند رخ آندلبر یغمائی را
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.