پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش سوم

بخش ۴۵ - یا علی ای محرم یزدان پاک

یا علی ای محرم یزدان پاک

ازغم هجران توگشتم هلاک

ای شه با کر وفر دادگر

بر من آشفته دل آور نظر

علت ایجاد دو عالم توئی

در بر حق خازن محرم توئی

چون شود ای شه صف محشر به پا

دادرس الا توکه باشد به ما

با دل پر حسرت وحال تباه

بر درت آورده ام ای شه پناه

گل نیم اما خس باغ توام

بلبل باغ تونه زاغ توام

از می عشقت همه مستی کنیم

هم ز توما دعوی هستی کنیم

نام توشد در دل وجان ذکر من

مدح تو شد بیگه وگه فکر من

رحم کن از لطف بر احوال من

تا زتوبرتر شود اقبال من

ادامه‌ی بخش سوم

  1. بخش ۴۷ - در فرق کمال ومالمرا با کمالی بگفت ازملال
  2. بخش ۴۸ - درجفربکن هرچه داری ز یزدان سؤال
  3. بخش ۴۹ - درشکایتفلک راچه کین باشداز من به دل
  4. بخش ۵۰ - علامت مردخداهر کس که نهاده داغ بر دل
  5. بخش ۵۱ - مناجاتالهی ترحم به عبدالذلیل
  6. بخش ۵۲ - حکایتهمان طایری را که خوانند بوم
  7. بخش ۵۳ - مناجاتالهی تو آگاهی از حال من
  8. بخش ۵۴ - در اشکال رملیکی فرد وسه زوج لحیان بخوان
همه‌ی بخش سوم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.