پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش سوم

بخش ۴۸ - درجفر

بکن هرچه داری ز یزدان سؤال

بتاریخ روز وشب وماه وسال

پس آنگه حروفات اوراشمار

شماری هم از نقطه هایش بر آر

برابر کن این دو عدد را به هم

که یک نقطه نه بیش گردد نه کم

پس از هر یک از آن عددها که هست

بیاور حروفاتشان را به دست

به روشندلی چون رخ آینه

بگیر آن حروفات را بینه

برون کن زچشم ودل خود رمد

بگیر ازحروفات آنها عدد

پس ازآن عددها حروفات گیر

وز‌آنها عددها وسیط و صغیر

صغیر آنکه از یک الی نه بود

وسیط آنکه صددر شمرده شود

کن این دوعدد را یکی درشمار

که مقصود ازین میشود آشکار

شمار حروف وعدد وآن عدد

خبر از جواب سؤات دهد

نظیره حروفی که پیدا شود

جواب تورا صاف گویا شود

ادامه‌ی بخش سوم

  1. بخش ۵۰ - علامت مردخداهر کس که نهاده داغ بر دل
  2. بخش ۵۱ - مناجاتالهی ترحم به عبدالذلیل
  3. بخش ۵۲ - حکایتهمان طایری را که خوانند بوم
  4. بخش ۵۳ - مناجاتالهی تو آگاهی از حال من
  5. بخش ۵۴ - در اشکال رملیکی فرد وسه زوج لحیان بخوان
  6. بخش ۵۵ - نکتهیکی ریخت گندم به خاک زمین
  7. بخش ۵۶ - حکایت بر سبیل تمثیلمرد دهقان ریخت تخمی بر زمین
  8. بخش ۵۷ - فی التنبیهشبی یاددارم که شمع و لگن
همه‌ی بخش سوم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.