پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش سوم

بخش ۵۴ - در اشکال رمل

یکی فرد وسه زوج لحیان بخوان

چوشد عکس شد عتبه الداخل آن

ز یک زوج وفردودو زوج دگر

شود حمره عکسش نقی ای پسر

شودنصره خارج دو فرد و دوزوج

بودداخل آن زوج گیرد چو اوج

ز دو زوج ویک فرد وزوجی بدان

بیاض است وعکسش فرح ای جوان

ز یک فرد ویک زوج باز اینچنین

هویدا شود قبض خارج از این

ز یک زوج ودوفرد وزوج دگر

هویدا شود اجتماع ای پسر

سه فرد و یکی زوج وعکسش بدان

شد انگیس این عتبه الخارج آن

ز یک فرد ودو زوج و فرددگر

شودشکل عقله عیان در نظر

ز یک زوج ویک فرد باز آنچنان

هویدا شود قبض داخل از آن

طریق است اگر فرد گردد چهار

جماعت شود چار زوج آشکار

شداین شانزده شکل اشکال رمل

بدان تا شوی آگه از حال رمل

ادامه‌ی بخش سوم

  1. بخش ۵۶ - حکایت بر سبیل تمثیلمرد دهقان ریخت تخمی بر زمین
  2. بخش ۵۷ - فی التنبیهشبی یاددارم که شمع و لگن
  3. بخش ۵۸ - باده عارفانهساقی از آن باده گلرنگ ده
  4. بخش ۵۹ - مناجاتخدایا چو بر لب رسد جان من
  5. بخش ۶۰ - حکایتیکی را که گفتند دارد گناه
  6. بخش ۶۱ - حکایتشبی رفت دزدی سوی خانه ای
  7. بخش ۶۲ - تذکرمن از زهدان گشته ام گر بری
همه‌ی بخش سوم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.