پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش دوم - داستان گل و بلبل

بخش ۳ - در وصف مولای متقیان علی (ع)

زبان ها به وصف علی الکن است

نه الکن همی این زبان من است

کس ار بحر گنجاند اندر سبو

تواند که مدحی بگوید از او

کس آگه نگردید از اسرار او

که آگه نشد کس ز اسرار هو

کسان شخص او را خدا خوانده اید

کسان ازخدایش جدا خوانده اند

کسی خواندش از خدا گرجدا

یقین دان نیامرزد او را خدا

بجز اینکه یک نقطه زیر وبم است

خدا وجدا را چه فرق از هم است

شودنقطه ها محو اگر زاین و آن

چه می خواند او را دگر نکته دان

ندانم کجا هست ازین رتبه به

که شدناخدا با خدا مشتبه

الا ای ولی خدای غفور

ز مهر تو از بس که دارم سرور

مرا گر که مسکن به دوزخ شود

برآنم که آتش به من یخ شود

الهی به جاه وجلال علی

ببخشای ما را به آل علی

ادامه‌ی بخش دوم - داستان گل و بلبل

  1. بخش ۵ - شگفتن گل در گلشنپس از فرودین آمد اردیبهشت
  2. بخش ۶ - مژده زاغ به بلبل از آمدن گلچوگل خیمه زن گشت در صحن باغ
  3. بخش ۷ - شکرگذاری بلبل از آمدن گلدل بلبل از وصل گل شاد شد
  4. بخش ۸ - رفتن بلبل به گلشن برای دیدن گلچو آشفته بلبل شد از گل خبر
  5. بخش ۹ - احوال پرسی گل از بلبلبه بلبل بیفتاد چون چشم گل
  6. بخش ۱۰ - گفتگوی گل با بلبلگل از بلبل از بس که در خنده شد
  7. بخش ۱۱ - تعریف کردن گل از صفت عشاقاگر درحقیقت کسی عاشق است
  8. بخش ۱۲ - شکایت بلبل از گل به فاختهچنان بلبل ازحرف گل رنجه شد
همه‌ی بخش دوم - داستان گل و بلبل ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.