پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش دوم - داستان گل و بلبل

بخش ۹ - احوال پرسی گل از بلبل

به بلبل بیفتاد چون چشم گل

همی ریخت برچهر خون چشم گل

ز غیرت چنان آتشی برفروخت

دلش سخت برحال بلبل بسوخت

بدو گفت کای عاشق دلفکار

که هستی چنین واله و بیقرار

چسان بود درهجر من حال تو

چه بگذشت برتو مه وسال تو

بگو دور گشتم چو من از برت

چه آمد زهجران من بر سرت

که یار تو می بود شبهای تار

به گلشن بدی یا که درکوهسار

تو را با که می بودگفت وشنود

تو را در شب وروز مونس که بود

گهی آمدی سوی گلزار وباغ

گهی می گرفتی ز حالم سراغ

ویا در دلت یادی ازمن نبود

ز یادمنت دهر غافل نمود

ازین چرخ کج گردش کج مدار

قراری نماند گهی برقرار

همه پیشه وعادش کین بود

عجب بد نهاد و بد آیین بود

به گل گفت بلبل که ای یار من

فرح بخش حال دل زار من

دلم ز آتش دوریت بد کباب

نه خور داشتم در فراقت نه خواب

ز بس برجمالت دلم واله بود

همه کار من روز و شب ناله بود

به سال ومه و هفته لیل ونهار

طلب مرگ می کردم از کردگار

نمردم زهجر تو روئین تنم

گر اسفندیاری شنیدی منم

تو راچون ندیدم دگر در چمن

چمن را سپردم به زاغ و زغن

ز دیدار تو چون شدم ناامید

دگردر گلستان مرا کس ندید

شب وروز جز ناله کارم نبود

کسی جز غم و غصه یارم نبود

کجا می شدی درجهان باورم

که بار دیگر آئی اندر برم

چو باز آمدی شکر یزدان کنم

به پای تو قربان سرو جان کنم

بود جان و سر بهر قربان دوست

سر و جانی ار هست از بهر اوست

ادامه‌ی بخش دوم - داستان گل و بلبل

  1. بخش ۱۱ - تعریف کردن گل از صفت عشاقاگر درحقیقت کسی عاشق است
  2. بخش ۱۲ - شکایت بلبل از گل به فاختهچنان بلبل ازحرف گل رنجه شد
  3. بخش ۱۳ - غیبت کردن فاخته از گل پیش بلبلبه بلبل چنین گفت پس فاخته
  4. بخش ۱۴ - توصیف کردن فاخته از سرو پیش بلبلاگر دلبری هست سرومن است
  5. بخش ۱۵ - گله کردن بلبل به گلچو بشنید از فاخته این سخن
  6. بخش ۱۶ - جواب گل به بلبلبه بلبل چنین گفت گل درجواب
  7. بخش ۱۷ - پشیمان شدن بلبل از گله خودچوبشنید بلبل زگل این سخن
  8. بخش ۱۸ - ناله کردن بلبل و پرسیدن تاک شرح حال او راز گل بلبل این بی وفائی چو دید
همه‌ی بخش دوم - داستان گل و بلبل ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.