پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش دوم - داستان گل و بلبل

بخش ۱۶ - جواب گل به بلبل

به بلبل چنین گفت گل درجواب

که ای واله از ناله ات شیخ وشاب

من از گفت بدگوندارم غمی

تو اینسان چرا نالی از غم همی

چه کار توبامن اگر من بدم

بدازگفت بدگو نمی آیدم

نکوبد نگردد ز بدگوبگو

به بدگوکه بدهم نگردد نکو

کس ار بد اگر خوب از آن خود است

گرفتار سود وزیان خود است

اگر من بدم از برای خودم

من امیدوار از خدای خودم

توای بلبل زار عاشق نیی

به این گفتگو ها تو لایق نیی

توگر راستی عاشقی مرمرا

به من حد تونیست چون وچرا

بودعاشق ار خویشتن بی خبر

چه داند ز نیک وبد وخیر وشر

اگر فاخته گفته هر جائیم

بگوهم نگه کن به یکتائیم

اگر داری اندردل ازما ملال

نیی عاشق ما مکن قیل وقال

ادامه‌ی بخش دوم - داستان گل و بلبل

  1. بخش ۱۸ - ناله کردن بلبل و پرسیدن تاک شرح حال او راز گل بلبل این بی وفائی چو دید
  2. بخش ۱۹ - شرح حال گفتن بلبل به تاکچو بلبل ز تاک این تفقد بدید
  3. بخش ۲۰ - نصیحت کردن تاک به بلبلبه بلبل نصیحت کنان گفت تاک
  4. بخش ۲۱ - شفیع کردن بلبل تاک را نزد گلبه آه و فغان گفت بلبل به تاک
  5. بخش ۲۲ - دلداری دادن تاک بلبل رابه بلبل چنین پاسخ آمد ز تاک
  6. بخش ۲۳ - گفتگوی تاک با گلبه گل گفت تاک ای گل تازه رو
  7. بخش ۲۴ - جواب گل به تاک و شکایت از بلبلبه تاک این چنین گفت گل در جواب
  8. بخش ۲۵ - اظهار ارادت و اخلاص تاک به گلبه گل گفت تاک ای تو اندر چمن
همه‌ی بخش دوم - داستان گل و بلبل ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.