پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش دوم - داستان گل و بلبل

بخش ۲۵ - اظهار ارادت و اخلاص تاک به گل

به گل گفت تاک ای تو اندر چمن

چو شیرین وما جملگی کوهکن

من وسرو و شمشاد و بید و چنار

همه بندگانیم وخدمتگذار

همه ما غلامان کوی توایم

همه گوش بر گفتگوی توایم

همه عاشقانیم و سرمست تو

همه ماهیانیم در شست تو

همه مست جام شراب توایم

پیاده دوان دررکاب توایم

تو امروز در باغ شاهی به ما

بفرما ز رحمت نگاهی به ما

ز ما گه خطائی اگر سرزند

نباید به ما قهرت آذر زند

بباید که از جرم ما بگذری

دگر یادی از رفته ها ناوری

گناهی اگر کرده بلبل ببخش

بدون خیال وتأمل ببخش

گنه شیوه بنده عفو از خداست

کرم کن ببخش آنچه او راخطاست

به حال ضعیفان ترحم خوش است

کس ار می خورد باده خم خم خوش است

ادامه‌ی بخش دوم - داستان گل و بلبل

  1. بخش ۲۷ - استدعای تاک از گل برای بخشیدن جرم بلبلبه گل گفت تاک ای گل نازنین
  2. بخش ۲۸ - جواب گل به تاکبگفتا گل ای تاک روی چمن
  3. بخش ۲۹ - پند دادن تاک گل رابگفتا به گل تاک از روی مهر
  4. بخش ۳۰ - حکایتشبی یاد دارم که پروانه ای
  5. بخش ۳۱ - حکایتجوانی که بود از می جهل مست
  6. بخش ۳۲ - مناجات کردن گلز بس گل ز بلبل بد اندوهناک
  7. بخش ۳۳ - آمدن گلچین به باغ و چیدن گل و بردن او راسحر پیشتر ز انکه از کوهسار
  8. بخش ۳۴ - رفتن گل از باغ واندوه ریاحینچو گل رفت از باغ گل های باغ
همه‌ی بخش دوم - داستان گل و بلبل ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.