پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش دوم - داستان گل و بلبل

بخش ۲۷ - استدعای تاک از گل برای بخشیدن جرم بلبل

به گل گفت تاک ای گل نازنین

که وام از تو بگرفته بو مشک چین

توگفتی که بیرون روم ازچمن

چمن راچه باک ار ندارد چو من

ز روی تو نور گلستان بود

چمن بی تو بدتر ز زندان بود

روی گر به در از گلستان ما

برون رفت خواهد زتن جان ما

مرا آتش ای گل به خرمن مزن

چو آتش زدی باز دامن مزن

ز بلبل مباش اینهمه تنگدل

که او خود پشیمان شده است وخجل

اگر جرم او را ببخشی به من

ببخشد تو را خالق ذوالمنن

گر ازالتفات توممنون شوم

بگویم که چون گردم وچون شوم

سرتاک از افلاک خواهد گذشت

پر از تاک گردد همه کوه ودشت

کن آمرزش از حق طلب کاین نکوست

که بخشنده جرم ها ای دل اوست

به هر دم کنی گر هزاران گناه

ببخشد کشی از ندامت چو آه

ادامه‌ی بخش دوم - داستان گل و بلبل

  1. بخش ۲۹ - پند دادن تاک گل رابگفتا به گل تاک از روی مهر
  2. بخش ۳۰ - حکایتشبی یاد دارم که پروانه ای
  3. بخش ۳۱ - حکایتجوانی که بود از می جهل مست
  4. بخش ۳۲ - مناجات کردن گلز بس گل ز بلبل بد اندوهناک
  5. بخش ۳۳ - آمدن گلچین به باغ و چیدن گل و بردن او راسحر پیشتر ز انکه از کوهسار
  6. بخش ۳۴ - رفتن گل از باغ واندوه ریاحینچو گل رفت از باغ گل های باغ
  7. بخش ۳۵ - هلاک شدن بلبل از رفتن گلچوگل رفت از صحن گلشن برون
  8. بخش ۳۶ - در صفت باری تعالی جل جلالهمرا حیرت از عشق بلبل بود
همه‌ی بخش دوم - داستان گل و بلبل ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.