پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش دوم - داستان گل و بلبل

بخش ۲ - در نعت حضرت محمد صلی الله علیه و آله

هزارن سلام وهزاران درود

ز ما بر رسول خدای ودود

امین خداوند رب جلیل

که بدخادم درگهش جبرئیل

گر او باعث خلق عالم نبود

کجا هستی از نیست رخ می نمود

قضا وقدر زو دو فرمانبرند

ملایک به درگاه او چاکرند

به روز جزا در حضور اله

کسی نیست جز او شفیع گناه

دلیلی است والشمس از روی وی

حدیثی است واللیل از موی وی

کسی را که ایزد بود مدح گو

کجا می توان دم زد از مدح او

الا ای رسول خداوندگار

ز لطفت چنان هستم امیدوار

که روز جزا در حضور اله

همه جرم من را شوی عذرخواه

الهی به احمد که هستت حبیب

ز فضلت مفرما مرا بی نصیب

بکن آن چه شایسته ذوالمن است

مکن بامن آنکو سزای من است

ادامه‌ی بخش دوم - داستان گل و بلبل

  1. بخش ۴ - بهاریهبهار آمد و رفت فصل خزان
  2. بخش ۵ - شگفتن گل در گلشنپس از فرودین آمد اردیبهشت
  3. بخش ۶ - مژده زاغ به بلبل از آمدن گلچوگل خیمه زن گشت در صحن باغ
  4. بخش ۷ - شکرگذاری بلبل از آمدن گلدل بلبل از وصل گل شاد شد
  5. بخش ۸ - رفتن بلبل به گلشن برای دیدن گلچو آشفته بلبل شد از گل خبر
  6. بخش ۹ - احوال پرسی گل از بلبلبه بلبل بیفتاد چون چشم گل
  7. بخش ۱۰ - گفتگوی گل با بلبلگل از بلبل از بس که در خنده شد
  8. بخش ۱۱ - تعریف کردن گل از صفت عشاقاگر درحقیقت کسی عاشق است
همه‌ی بخش دوم - داستان گل و بلبل ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.