پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش دوم - داستان گل و بلبل

بخش ۱

این نسخه ز گفته بلند اقبال است

مطبوع وپسندیده اهل حال است

گرچه سخن از بلبل وگل گفته ولی

عیبش منما که احسن الاقوال است

بسم الله الرحمن الرحیم

بنام خداوند عرش عظیم

که بر بندگانست لطفش عمیم

به هر کار دانا و بیننده اوست

سخن در دهان آفریننده اوست

نباشد به جز او خدای دگر

به جز درگهش نیست جای دگر

برون آرد از سنگ فیروزه را

مهیا کند رزق هر روزه را

رطب ارد از خار و از نی شکر

پر از نعمت او بود بحر وبر

نگردیده کس آگه از ذات او

شه است او ولیکن همه مات او

بود او خداوند بالا وپست

شد از امر او هستی از نیست هست

رحیم است و رحمان رئوف و رشید

ولی است و والی ودود و وحید

معین است و معطی مبین ومجیر

قدیم است و قادر قوی وقدیر

به فضل وکرم ای خداوند پاک

بیا بگذر از جرم این مشت خاک

بلند از تو گشته است اقبال من

نظر کن ز رحمت بر احوال من

ادامه‌ی بخش دوم - داستان گل و بلبل

  1. بخش ۳ - در وصف مولای متقیان علی (ع)زبان ها به وصف علی الکن است
  2. بخش ۴ - بهاریهبهار آمد و رفت فصل خزان
  3. بخش ۵ - شگفتن گل در گلشنپس از فرودین آمد اردیبهشت
  4. بخش ۶ - مژده زاغ به بلبل از آمدن گلچوگل خیمه زن گشت در صحن باغ
  5. بخش ۷ - شکرگذاری بلبل از آمدن گلدل بلبل از وصل گل شاد شد
  6. بخش ۸ - رفتن بلبل به گلشن برای دیدن گلچو آشفته بلبل شد از گل خبر
  7. بخش ۹ - احوال پرسی گل از بلبلبه بلبل بیفتاد چون چشم گل
  8. بخش ۱۰ - گفتگوی گل با بلبلگل از بلبل از بس که در خنده شد
همه‌ی بخش دوم - داستان گل و بلبل ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.