فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۱ خودسر ز عافیت به تکلف برید و بس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۲ غم نهتنها بر دلم نالید و بس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۳ بیپردگی کسوت هستی ز حیا پرس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۴ پر تیرهروزم از من بی پا و سر مپرس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۵ دل قیامت می کند از طبع ناشادم مپرس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۶ غفلت آهنگم ز ساز حیرت ایجادم مپرس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۷ جز ستم بر دل ناکام نکردهست نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۸ در این بساط هوس پیش از اعتبار نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۹ گره چو غنچه نباید زدن به تار نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۰ تب و تاب بیهُده تا کجا به گشاد بال و پر از نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۱ ای دلت صیاد راز، از لب مده بیرون نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۲ بیتأمل در دم پیری مده بیرون نفس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۳ صبح است و دارد آنگل در سر هوای نرگس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۴ چند نشینی به کلفت دل مأیوس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۵ گر شود از خواب من خیال تو محبوس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۶ نفس ثبات ندارد به شست کار نویس
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۷ شخص معدومی، به پیش وهم خود موجود باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۸ من نمیگویم زیان کن یا به فکر سود باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۹ دل بهکام تست چندی خرمی اظهار باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۰ گر نهای عین تماشا حیرت سرشار باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۱ چو ابر و بحر ز لاف سخا پشیمان باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۲ هوس وداع بهار خیال امکان باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۳ تاکی افسردن دمی از فکر خود وارسته باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۴ خواه در معمورهٔ جان خواه در ویرانه باش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۵ جوانی سوخت پیری چند بنشاند به مهتابش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۶ آیین خود آرایی از روز الست استش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۷ من وآن فتنه بالاییکه عالم زیر دست استش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۸ ز ساز قافله ما که ما و من جرس استش
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۹ به لوح جسمکه یکسر نفس خطوط حک استش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۰ این صبح که جولانها بر چرخ برین هستش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۱ چو تمثالی که بیآیینه معدوم است بنیادش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۲ فریاد جهان سوخت نفس سعی کمندش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۳ دلی دارم که غیر از غنچه بودن نیست بهبودش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۴ متاع هستیی دارم مپرس از بود و نابودش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۵ در آن کشور که پیشانی گشاید حسن جاویدش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۶ بزم امکان بسکه عام افتاده دور ساغرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۷ بسکه افتاده است بینم خون صید لاغرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۸ خط مشکین شد وبال غنچهٔ جان پرورش
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۹ به ساز نیستی بستهست شور ما و من تارش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۰ بهار صنع چو دیدیم در سر و کارش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۱ چه لازم است کشد تیغ چشم خونخوارش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۲ صبح از چه خرابات جنونکرد بهارش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۳ مکش دردسر شهرت میفکن بر نگین زورش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۴ چنین تا کی تپد در انتظار زخم نخجیرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۵ دل دیوانهای دارم به گیسوی گرهگیرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۶ شکست خاطری دارم مپرس از فکر تدبیرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۷ گزند زندگانی در کفن جسم است تدبیرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۸ نمیدانم چه گل در پرده دارد زخم شمشیرش
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۹ دلی که گردش چشم تو بشکند سازش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۰ سخنسنجیکه مدح خلق نفریبد به وسواسش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۱ که دارد جوهر تحقیق حسرتگاه ناموسش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۲ دل بیمدعا رنگی ندارد تا کنم فاشش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۳ آن را که ز خود برد تمنای سراغش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۴ به رنگیکجکلاه افتاده خم در پیکر تیغش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۵ به هر بزمی که باشد جلوه فرما جوهرتیغش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۶ چه لازم جوهر دیگر نماید پیکر تیغش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۷ کشت عاشق که دهد داد گیاه خشکش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۸ شوق آزادی سر از سامان استغنا مکش
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۹ به پیری از هوس زندگی خمار مکش
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۰ به بر کشید ز بس جوش نازکی تنگش
متن اشعار به نقل از گنجور.