پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۵۲

بی‌تأمل در دم پیری مده بیرون نفس

از کتاب صبح مگذر سرسری همچون نفس

جسم خاکی دستگاه معنی پرواز توست

راست کن چندی درین‌ خم همچو افلاطون نفس

گر نیاید باورت از حیرت آیینه پرس

صبح ما را نیست شام ناامیدی چون نفس

ای حباب از آبروی زندگی غافل مباش

چون ‌گهر دزدیدنی دارد در این جیحون نفس

گردبادست اینکه دارد جلوه در دشت جنون

یا ز تنگی می‌تپد در سینهٔ مجنون نفس‌؟

بسکه زین بزم ‌کدورت در فشار کلفتم

غنچه‌وارم برنمی‌آید ز موج خون نفس

آه از شام جوانی صبح پیری ریختند

آنچه می‌زد بال عشرت می‌زند اکنون نفس

شعله‌ای دارد چراغ زندگی ‌کز وحشتش

در درون دل تمنا می‌تپد بیرون نفس

فیضها می‌باید از حرف بزرگان ‌گل کند

صبح روشن می‌شود تا می‌زند گردون نفس

خامشی دارد به ذوق عافیت تقلید مرگ

تا به کی بندد کسی بیدل به این مضمون نفس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۵۴چند نشینی به‌ کلفت دل مأیوس
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۵۵گر شود از خواب من خیال تو محبوس
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۵۶نفس ثبات ندارد به شست ‌کار نویس
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۵۷شخص معدومی‌، به پیش وهم خود موجود باش
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۵۸من نمی‌گویم زیان کن یا به فکر سود باش
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۵۹دل به‌کام تست چندی خرمی اظهار باش
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۶۰گر نه‌ای عین تماشا حیرت سرشار باش
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۶۱چو ابر و بحر ز لاف سخا پشیمان باش
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.