پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۵۹

دل به‌کام تست چندی خرمی اظهار باش

ساغری داری شکست رنگ را معمار باش

فیضها دارد سخن بر معنی باریک پیچ

گر دل آسوده خواهی عقدهٔ این نار باش

بر چه از وصلش به یکرنگی نیامیزد دلت

گر همه جان باشد از اندیشه‌اش بیزار باش

تا حضور چشم و مژگان یابی از هر خار وگل

چون نگه درهرکجا پا می‌نهی هموار باش

هیچکس تهمت نشان داغ بی‌نفعی مباد

چتر شاهی‌گر نباشی سایهٔ دیوار باش

ننگ تعطیل از غم بیحاصلی نتوان‌ کشید

سودن دستی نبازی جهدکن درکار باش

نقش پای رفتگان مخمور می‌آید به چشم

یعنی ای وامانده در خمیازهٔ رفتار باش

مانع آزادگان پست و بلند دهر نیست

ناله از خود می‌رود، گو ششجهت ‌کهسار باش

بر تسلسل ختم شد دور غرور سبحه‌ات

یک دو ساغر محو عشرتخانهٔ خمّار باش

هرزه تازی تا به‌کی‌ گامی به‌گرد خویش ‌گرد

جهد بر مشق تو خطی می‌کشد پرگار باش

هر قدر مژگان‌گشایی جلوه در آغوش تست

ای نگاهت مفت فرصت طالب دیدار باش

عاقبت بیدل ز چشم خویش باید رفتنت

ذره هم کم نیست‌، تا باشی همین مقدار باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۶۱چو ابر و بحر ز لاف سخا پشیمان باش
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۶۲هوس وداع بهار خیال امکان باش
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۶۳تاکی افسردن دمی از فکر خود وارسته باش
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۶۴خواه در معمورهٔ جان خواه در ویرانه باش
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۶۵جوانی سوخت پیری چند بنشاند به مهتابش
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۶۶آیین خود آرایی از روز الست ‌استش
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۶۷من وآن فتنه بالایی‌که عالم زیر دست استش
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۶۸ز ساز قافله ما که ما و من جرس استش
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.