پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۶۵

جوانی سوخت پیری چند بنشاند به مهتابش

نبرد این شعله را خوابی‌ که خاکستر زند آبش

هوای ‌کعبهٔ تحقیق داری ساز تسلیمی

سجود بسمل اینجا در خم بال است محرابش

به جرأت بر میا، سامان جمعیت غنیمت‌دان

بنای اشک غیر از لغزش پا نیست سیلابش

چو آتش‌، جاه دنیا، بد مژه خواباندنی دارد

حذر از استر مخمل‌، لباس ابره سنجابش

طریق خلق داری‌، سنگ بر ساز درشتی زن

نهال رأفت از وضع ملایم می‌دهد آبش

بساط بی‌نیازی بایدت از دور بوسیدن

ندارد لیلی آن برقی ‌که مجنون آورد تابش

درین محفل چو شمع آورده‌ام غفلت ‌کمین چشمی

که تا مژگان در آتش خفته است و می‌برد خوابش

ره تحقیق از سیر گریبان طی نمی‌گردد

ندارد پیچش طومار دریا سعی گردابش

به یاد شرمگین چشمی قدح می‌زد خیال من

عرق تا جبهه خوابانید آخر در می نابش

اگر این برق دارد آتش رخسار او بیدل

نیابی در پس دیوار هیچ آیینه سیمابش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۶۷من وآن فتنه بالایی‌که عالم زیر دست استش
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۶۸ز ساز قافله ما که ما و من جرس استش
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۶۹به لوح جسم‌که یکسر نفس خطوط حک استش
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۷۰این صبح که جولانها بر چرخ برین هستش
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۷۱چو تمثالی ‌که بی‌آیینه معدوم است بنیادش
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۷۲فریاد جهان سوخت نفس سعی ‌کمندش
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۷۳دلی دارم که غیر از غنچه بودن نیست بهبودش
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۷۴متاع هستیی دارم مپرس از بود و نابودش
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.