پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۶۹

به لوح جسم‌که یکسر نفس خطوط حک استش

دل انتخاب نمودم به نقطه‌ای‌که شک استش

به آرمیدگی طبع بیدماغ بنازم

که بوی یوسف اگر پیرهن درّد خسک استش

در آن مکان‌که غبارم به یادکوی تو بالد

سماک با همه رفعت فروتر از سمک استش

از این بساط گرفتم عیار فطرت یاران

سری‌ که شد تهی از مغز گردش فلک استش

به ابر و رعد خروشم حقی است‌کاین مژه ی تر

اگر به ناله نباشد به‌ گریه مشترک استش

به تیغ‌ کینه صف عجز ما به هم نتوان زد

که همچو موج زگردن شکستگی‌ کمک استش

نگاه بهره ز روشندلی نبرد وگرنه

سیاهی دو جهان از چراغ مردمک استش

به حرمت رمضان‌ کوش اگر ز اهل یقینی

همین مه است‌ که آدم طبیعت ملک استش

چنین‌که خلق به نور عیان معامله دارد

حساب جوهر خورشید و چشم شب‌پرک استش

ز خوان دهر مکن آرزوی لذت دیگر

همانقدرکه به زخم دلی رسد نمک استش

اگر به فقرکنند امتحان همت بیدل

سواد سایهٔ دیوار نیستی محک استش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۷۱چو تمثالی ‌که بی‌آیینه معدوم است بنیادش
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۷۲فریاد جهان سوخت نفس سعی ‌کمندش
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۷۳دلی دارم که غیر از غنچه بودن نیست بهبودش
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۷۴متاع هستیی دارم مپرس از بود و نابودش
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۷۵در آن کشور که پیشانی گشاید حسن جاویدش
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۷۶بزم امکان بسکه عام افتاده دور ساغرش
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۷۷بسکه افتاده است بی‌نم خون صید لاغرش
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۷۸خط مشکین شد وبال غنچهٔ جان پرورش
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.