پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۷۵

در آن کشور که پیشانی گشاید حسن جاویدش

گرفتن تا قیامت بر ندارد نام خورشیدش

ز خویشم می‌برد جایی‌که می‌گردم بهار آنجا

نگاه ساغر ایمای گل بادام تمهیدش

به گلزاری که الفت دسته بند موی مجنونست

هوا هر چند بالد نگذرد از سایهٔ بیدش

اشارات حقیقت بر مجاز افکند آگاهی

خرد هرجا پری در جلوه آمد شیشه فهمیدش

ز بس اسرار پیدایی دقیق افتاده است اینجا

نظر واکرد برکیفیت خویش آنکه پوشیدش

گر این یأس از شمار سال و ماه‌ کلفتم خیزد

مه نو خم شود چندان‌که از دوش اوفتد عیدش

به چندین جام نتوان جز همان یک نشئه پیمودن

تو هم پیمانه‌ای داری که پرکرده‌ست جمشیدش

جنون مضرابی ناموس الفت نغمه‌ها دارد

شکست از هر چه باشد می‌زند بر سایه امیدش

چه مقدار آگهی بر خویش چیند قطره از دریا

خیالت راست تحقیقی‌ که ممکن نیست تقلیدش

نپردازی به فکر نغمهٔ تحقیق من بیدل

که چرخ اینجا خمیدن می‌کشد با چنگ ناهیدش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۷۷بسکه افتاده است بی‌نم خون صید لاغرش
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۷۸خط مشکین شد وبال غنچهٔ جان پرورش
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۷۹به ساز نیستی بسته‌ست شور ما و من تارش
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۸۰بهار صنع چو دیدیم در سر و کارش
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۸۱چه لازم است‌ کشد تیغ چشم خونخوارش
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۸۲صبح از چه خرابات جنون‌کرد بهارش
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۸۳مکش دردسر شهرت میفکن بر نگین زورش
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۸۴چنین تا کی تپد در انتظار زخم نخجیرش
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.