پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۴۲

غم نه‌تنها بر دلم نالید و بس

عیش هم بر فرصتم خندید و بس

گر طواف‌ کعبهٔ درد آرزوست

می‌توان گرد دلم گردید و بس

چون ‌گلم زین باغ عبرت داده‌اند

آنقدر دامن که باید چید و بس

جاده چون طی شد حضور منزل است

رشته می‌باید به پا پیچید و بس

علم دانش یک قلم هیچ است و پوچ

اینقدر می‌بایدت فهمید و بس

صحبت دل با نفس معکوس بود

سبحه اینجا رشته‌ گردانید و بس

دل حرم تا دیر در خون می‌تپید

خانه راه خانه می‌پرسید و بس

چون شرر در راه ‌کس ‌گردی نبود

شرم فرصت چشم ما پوشید و بس

بر بهار عیش می‌نازد غنا

بیخبرکاین‌گل قناعت چید و بس

بیقرارم داشت درد احتیاج

ناله‌ای‌ کردم‌ که‌ کس نشنید و بس

منزل مقصود پرسیدم ز اشک

گفت باید یک مژه لغزید و بس

بیدل اسباب جهان چیزی نبود

زندگی خواب پریشان دید و بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۴۴پر تیره‌روزم از من بی ‌پا و سر مپرس
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۴۵دل قیامت می کند از طبع ناشادم مپرس
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۴۶غفلت آهنگم ز ساز حیرت ایجادم مپرس
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۴۷جز ستم بر دل ناکام نکرده‌ست نفس
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۴۸در این بساط هوس پیش از اعتبار نفس
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۴۹گره چو غنچه نباید زدن به تار نفس
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۵۰تب و تاب بیهُده تا کجا به ‌گشاد بال و پر از نفس
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۵۱ای دلت صیاد راز، از لب مده بیرون نفس
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.