پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی

بیدل دهلوی

غزلیات

۲,۸۲۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۸۴۱ شب به یاد آن لب خموش گذشت
  2. غزل شمارهٔ ۸۴۲ به فکر دل لبم از ربط قیل و قال‌گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۸۴۳ دوش از نظر خیال تو دامن‌کشان گذشت
  4. غزل شمارهٔ ۸۴۴ همت ‌از هر دو جهان ‌جست ‌و ز دل در نگذشت
  5. غزل شمارهٔ ۸۴۵ نه همین سبزه از خطش ترگشت
  6. غزل شمارهٔ ۸۴۶ ز فقر تا به شهادت شد آشنا انگشت
  7. غزل شمارهٔ ۸۴۷ بی‌روی تو مژگان چه نگارد به سرانگشت
  8. غزل شمارهٔ ۸۴۸ شب هجوم جلوه او در خیالم جا گرفت
  9. غزل شمارهٔ ۸۴۹ دی حرف خرامش به لبم بال‌گشا رفت
  10. غزل شمارهٔ ۸۵۰ سعی روزی داشتم آخر ندامت پیش رفت
  11. غزل شمارهٔ ۸۵۱ قامتش سامان شوخی از نگاه ما گرفت
  12. غزل شمارهٔ ۸۵۲ ز آتش رخسار که ساغر گرفت
  13. غزل شمارهٔ ۸۵۳ بعد از این باید سراغ من ز خاموشی گرفت
  14. غزل شمارهٔ ۸۵۴ دل ماند بی‌حس و غمت افشانده بال رفت
  15. غزل شمارهٔ ۸۵۵ صبح از دل چاک‌که دراین باغ سخن رفت
  16. غزل شمارهٔ ۸۵۶ ازین بساط‌کسی داغ آرمیدن رفت
  17. غزل شمارهٔ ۸۵۷ فغان‌ که فرصت دام تلاش چیدن رفت
  18. غزل شمارهٔ ۸۵۸ آخر سیاهی از سر داغم به‌در نرفت
  19. غزل شمارهٔ ۸۵۹ عمرگذشته بر مژه‌ام اشک بست و رفت
  20. غزل شمارهٔ ۸۶۰ دی به شبنم گریهٔ ما نوگلی خندید و رفت
  21. غزل شمارهٔ ۸۶۱ باز وحشی‌جلوه‌ای‌ در دیده جولان‌ کرد و رفت
  22. غزل شمارهٔ ۸۶۲ هرکه آمد سیر یأسی زین‌ گلستان‌ کرد و رفت
  23. غزل شمارهٔ ۸۶۳ زین من و ما زندگی سیر فنایی کرد و رفت
  24. غزل شمارهٔ ۸۶۴ رنگ گلش بهار خط از دور دید و رفت
  25. غزل شمارهٔ ۸۶۵ هر کس اینجا یک دو دم دکان بسمل چید و رفت
  26. غزل شمارهٔ ۸۶۶ به حیرتم چه فسون داشت بزم نیرنگت
  27. غزل شمارهٔ ۸۶۷ که شود به وادی مدعا بلد تسلی منزلت
  28. غزل شمارهٔ ۸۶۸ ای ظفر شیفتهٔ همت نصرت فالت
  29. غزل شمارهٔ ۸۶۹ زهی مخموری عالم گلی از حسرت جامت
  30. غزل شمارهٔ ۸۷۰ آمدم تا صد چمن بر جلوه‌نازان بینمت
  31. غزل شمارهٔ ۸۷۱ باز با طرزتکلف آشنا می‌بینمت
  32. غزل شمارهٔ ۸۷۲ ای پر فشان چون بوی‌گل بیرنگی از پیراهنت
  33. غزل شمارهٔ ۸۷۳ جهان در سرمه خوابید از خیال چشم فتانت
  34. غزل شمارهٔ ۸۷۴ زهی هنگامهٔ امکان‌، جنون‌ساز غریبانت
  35. غزل شمارهٔ ۸۷۵ نسزد به وضع فسردگی ز بهار دل مژه بستنت
  36. غزل شمارهٔ ۸۷۶ بهار آیینهٔ رنگی‌که باشد صرف آیینت
  37. غزل شمارهٔ ۸۷۷ بیا ای جام و مینای طرب نقش‌کف پایت
  38. غزل شمارهٔ ۸۷۸ همه‌کس‌ کشیده محمل به جناب‌ کبریایت
  39. غزل شمارهٔ ۸۷۹ زهی چمن‌سازِ صبحِ فطرت‌، ‌تبسم لعل مهرجویت
  40. غزل شمارهٔ ۸۸۰ کار به نقش پا رساند جهد سر هواییت
  41. غزل شمارهٔ ۸۸۱ ره مقصدی که گم است و بس به خیال می ‌سپری عبث
  42. غزل شمارهٔ ۸۸۲ بی‌مغزی و داری به من سوخته جان بحث
  43. غزل شمارهٔ ۸۸۳ خواری‌ست بهر کج‌ منش از راست‌روان بحث
  44. غزل شمارهٔ ۸۸۴ تأمل عارفان چه دارد به کارگاه جهان حادث
  45. غزل شمارهٔ ۸۸۵ نتوان برد زآینهٔ ما رنگ حدوث
  46. غزل شمارهٔ ۸۸۶ تا ز پیدایی به‌گوشم خواند افسون احتیاج
  47. غزل شمارهٔ ۸۸۷ در لاف حلقه ر‌با مزن به ترانه‌های بیان‌کج
  48. غزل شمارهٔ ۸۸۸ عمری‌ست ‌سرشکی نزد از دیدهٔ تر موج
  49. غزل شمارهٔ ۸۸۹ عمری‌ست‌که در حسرت آن لعل‌گهر موج
  50. غزل شمارهٔ ۸۹۰ به عبرت آب شو ای ‌غافل از خمیدن موج
  51. غزل شمارهٔ ۸۹۱ مباد چشمهٔ شوق مرا فسردن موج
  52. غزل شمارهٔ ۸۹۲ از بس‌که خورده‌ام به خم زلف یار پیچ
  53. غزل شمارهٔ ۸۹۳ جان هیچ و جسد هیچ و نفس هیچ و بقا هیچ
  54. غزل شمارهٔ ۸۹۴ عنقا سر و برگیم مپرس از فقرا هیچ
  55. غزل شمارهٔ ۸۹۵ ماییم و خاک و وعده‌گه انتظار و هیچ
  56. غزل شمارهٔ ۸۹۶ انجم چو تکمه ریخت ز بند نقاب صبح
  57. غزل شمارهٔ ۸۹۷ بی‌پرده است جلوه ز طرف نقاب صبح
  58. غزل شمارهٔ ۸۹۸ از کواکب گل فشاند چرخ در دامان صبح
  59. غزل شمارهٔ ۸۹۹ بازم از فیض جنون آماد شد سامان صبح
  60. غزل شمارهٔ ۹۰۰ نداشت دیده من بی‌تو تاب خندهٔ صبح

متن اشعار به نقل از گنجور.