پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷۴

زهی هنگامهٔ امکان‌، جنون‌ساز غریبانت

زمین و آسمان یک چاک دامن تا گریبانت

کتاب معرفت سطری ز درس فهم مجهولت

دو عالم آگهی تعبیری از خواب پریشانت

کدامین راه و کو منزل‌، ‌کجا می‌تازی ای غافل

به فکر دشت و در مُردی و در جیب است میدانت

به انداز تغافل تا به کی خواهی جنون کردن

غبار انگیخت از عالم به پای خفته جولانت

به پیش پا نمی‌بینی چه افسون است تحقیقت

زبان خود نمی‌فهمی چه نیرنگ است عرفانت

نه‌غیری خوانده‌افسونت نه لیلی‌کرده مجنونت

همان ‌شوق تو مفتونت همان چشم تو حیرانت

پی تحقیق‌گردی می‌کنی از دور و بیتابی

ندانم اینقدر بر خود که افشانده‌ست دامانت

شهادت تا رموز غیب پر بی ‌پرده بود اینجا

اگر می‌گشتی آگاه از گشاد و بست مژگانت

جهانی نقش بستی لیک ننمود‌ی به‌کس بیدل

به این‌حیرت چه ‌مکتوبی ‌که نتوان خواند عنوانت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۷۶بهار آیینهٔ رنگی‌که باشد صرف آیینت
  2. غزل شمارهٔ ۸۷۷بیا ای جام و مینای طرب نقش‌کف پایت
  3. غزل شمارهٔ ۸۷۸همه‌کس‌ کشیده محمل به جناب‌ کبریایت
  4. غزل شمارهٔ ۸۷۹زهی چمن‌سازِ صبحِ فطرت‌، ‌تبسم لعل مهرجویت
  5. غزل شمارهٔ ۸۸۰کار به نقش پا رساند جهد سر هواییت
  6. غزل شمارهٔ ۸۸۱ره مقصدی که گم است و بس به خیال می ‌سپری عبث
  7. غزل شمارهٔ ۸۸۲بی‌مغزی و داری به من سوخته جان بحث
  8. غزل شمارهٔ ۸۸۳خواری‌ست بهر کج‌ منش از راست‌روان بحث
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.