پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷۹

زهی چمن‌سازِ صبحِ فطرت‌، ‌تبسم لعل مهرجویت

ز بوی گل تا نوای بلبل‌ فدای تمهید گفتگویت

سحر نسیمی درآمد از در، پیام‌ گلزار وصل در بر

چو رنگ رفتم ز خویش، دیگر چه رنگ باشد نثار بویت

هوایی مشق انتظارم‌، ز خاک گشتن چه باک دارم

هنوز دارد خط غبارم‌، شکسته‌ی کلک آرزویت

به جستجو هر طرف شتابم‌ همان جنون دارد اضطرابم

به زیر پایت مگر بیابم‌ دلی که گم کرده‌ام به کویت

ز گلشنت ریشه‌ای نخندد که چرخش افسردگی پسندد

چو ماه نو نقش جام بندد لبی که تر شد به آب جویت

به عشق نالد دل هوس هم‌ ببالد از شعله خار و خس هم

رساست سررشتهٔ نفس هم‌ به قدر افسون جستجویت

به این ضعیفی‌ که بار دردم‌ شکسته در طبع، رنگ زردم

به‌گرد نقاش شوق‌ گردم‌ که می‌کشد حسرتم به سویت

ز سجدهٔ خجلت‌آور من‌، چه ناز خرمن ‌کند سر من

که خواهد از جبههٔ تر من‌ چو گل عرق کرد خاک کویت

اگر بهارم تو آبیاری‌، وگر خزانم تو شعله‌کاری

ز حیرت من خبر نداری‌، بیارم آیینه روبرویت

کجاست مضمون اعتباری که بیدل انشا کند نثاری

بضاعتم پیکر نزاری‌، بیفکنم پیش تار مویت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸۱ره مقصدی که گم است و بس به خیال می ‌سپری عبث
  2. غزل شمارهٔ ۸۸۲بی‌مغزی و داری به من سوخته جان بحث
  3. غزل شمارهٔ ۸۸۳خواری‌ست بهر کج‌ منش از راست‌روان بحث
  4. غزل شمارهٔ ۸۸۴تأمل عارفان چه دارد به کارگاه جهان حادث
  5. غزل شمارهٔ ۸۸۵نتوان برد زآینهٔ ما رنگ حدوث
  6. غزل شمارهٔ ۸۸۶تا ز پیدایی به‌گوشم خواند افسون احتیاج
  7. غزل شمارهٔ ۸۸۷در لاف حلقه ر‌با مزن به ترانه‌های بیان‌کج
  8. غزل شمارهٔ ۸۸۸عمری‌ست ‌سرشکی نزد از دیدهٔ تر موج
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.