پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷۶

بهار آیینهٔ رنگی‌که باشد صرف آیینت

شکفتن فرش گلزاری‌که بوسد پای رنگینت

عرق ساز حیا از جبهه‌ات ناز دگر دارد

به‌شبنم داده خورشیدی گهرپرداز پروینت

خجالت در مزاج بوی‌گل می‌پرورد شبنم

به‌آن‌طرزسخن‌یعنی نسیم برگ نسرینت

چه امکان است همسنگ ترازوی توگردیدن

مگرکوه وقار آیینه پردازد ز تمکینت

نمی‌چیند به یک دریا عرق جزشرم همواری

تبسمهای موج‌گوهر از ابروی پرچینت

تحیر صید مژگان هم بهشتی در نظر دارد

به زیر بال طاووس است دل در چنگ شاهینت

وفا سر بر خط عهدت‌کرم فرمانبر جهدت

ترحم بندهٔ‌کیشت‌، مروت امت دینت

زیارتگاه یکتایی‌ست الفت خانهٔ دلها

نگردد غافل از آیینه یارب چشم حق‌بینت

به منع حسرت بیدل‌که دارد ناز خودکامی

شکر هم می‌خورد آب از تبسمهای شیرینت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۷۸همه‌کس‌ کشیده محمل به جناب‌ کبریایت
  2. غزل شمارهٔ ۸۷۹زهی چمن‌سازِ صبحِ فطرت‌، ‌تبسم لعل مهرجویت
  3. غزل شمارهٔ ۸۸۰کار به نقش پا رساند جهد سر هواییت
  4. غزل شمارهٔ ۸۸۱ره مقصدی که گم است و بس به خیال می ‌سپری عبث
  5. غزل شمارهٔ ۸۸۲بی‌مغزی و داری به من سوخته جان بحث
  6. غزل شمارهٔ ۸۸۳خواری‌ست بهر کج‌ منش از راست‌روان بحث
  7. غزل شمارهٔ ۸۸۴تأمل عارفان چه دارد به کارگاه جهان حادث
  8. غزل شمارهٔ ۸۸۵نتوان برد زآینهٔ ما رنگ حدوث
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.