پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹۱

مباد چشمهٔ شوق مرا فسردن موج

چو اشک عرض ‌گهر دیده‌ام به دامن موج

جهان ز وحشت من رنگ امن می‌بازد

محیط بسمل یأس است ازتپیدن موج

ادب ز طینت سرکش مجو به آسانی

خمیده‌است به‌ چندین شکست‌گردن موج

گشاد کار گهر سخت مشکل است اینجا

بریده می‌دمد از چنگ بحر ناخن موج

ز خویش رفته‌ای اندیشهٔ‌ کناری هست

بغل‌گشاده ز دریا برون دمیدن موج

فسادها به تحمل صلاح می‌گردد

سپر ز تیغ‌ کشیده‌ست آرمیدن موج

زبان به‌ کام‌ کشیدن فسون عزت داشت

دمیده قطرهٔ ما گوهر از شکستن موج

چو عجز دست به ‌سررشتهٔ ‌هوس زده‌ایم

شنیده‌ایم شکن‌پرور است دامن موج

نفس مسوز به ضبط عنان وحشت عمر

نیاز برق ز خود رفتنی‌ست خرمن موج

دماغ سیر محیط من آب شد یارب

خط شکسته دمد از بیاض‌گردن موج

خموش بیدل اگر راحت آرزو داری

که هست‌کم‌نفسی مانع تپیدن موج

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۹۳جان هیچ و جسد هیچ و نفس هیچ و بقا هیچ
  2. غزل شمارهٔ ۸۹۴عنقا سر و برگیم مپرس از فقرا هیچ
  3. غزل شمارهٔ ۸۹۵ماییم و خاک و وعده‌گه انتظار و هیچ
  4. غزل شمارهٔ ۸۹۶انجم چو تکمه ریخت ز بند نقاب صبح
  5. غزل شمارهٔ ۸۹۷بی‌پرده است جلوه ز طرف نقاب صبح
  6. غزل شمارهٔ ۸۹۸از کواکب گل فشاند چرخ در دامان صبح
  7. غزل شمارهٔ ۸۹۹بازم از فیض جنون آماد شد سامان صبح
  8. غزل شمارهٔ ۹۰۰نداشت دیده من بی‌تو تاب خندهٔ صبح
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.