پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷۱

باز با طرزتکلف آشنا می‌بینمت

جام در دست از عرقهای حیا می‌بینمت

سرمه درکار زبان‌کردی ز مژگان شرم دار

چند روزی شدکه من پر بیصدا می‌بینمت

اینقدر دام تأمل خاکساریهای کیست

بیشتر میل نگه درپیش پا می‌بینمت

خون مشتاقان قدح‌پیمای نومیدی مباد

گردشی در ساغررنگ حنا می‌بینمت

همچو مژگان‌طور نازت یک‌قلم برگشته‌است

بی‌بلایی نیستی هرچند وامی‌بینمت

اشکها را بر سر مژگان چه‌فرصت چیدن‌است

یک نفس بنشین دمی دیگرکجا می‌بینمت

شمع را بی‌شعله سامان نظر پیداست چیست

کور می‌گردم دمی‌کز خود جدا می‌بینمت

رفته‌ام از خویش و حسرت دیده‌بان بیخودیست

هرکجا باشم همان رو بر قفا می‌بینمت

بیدل اشغال خطا را مایهٔ دانش مگیر

صرف لغزش چون قلم سرتا به‌پا می‌بینمت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۷۳جهان در سرمه خوابید از خیال چشم فتانت
  2. غزل شمارهٔ ۸۷۴زهی هنگامهٔ امکان‌، جنون‌ساز غریبانت
  3. غزل شمارهٔ ۸۷۵نسزد به وضع فسردگی ز بهار دل مژه بستنت
  4. غزل شمارهٔ ۸۷۶بهار آیینهٔ رنگی‌که باشد صرف آیینت
  5. غزل شمارهٔ ۸۷۷بیا ای جام و مینای طرب نقش‌کف پایت
  6. غزل شمارهٔ ۸۷۸همه‌کس‌ کشیده محمل به جناب‌ کبریایت
  7. غزل شمارهٔ ۸۷۹زهی چمن‌سازِ صبحِ فطرت‌، ‌تبسم لعل مهرجویت
  8. غزل شمارهٔ ۸۸۰کار به نقش پا رساند جهد سر هواییت
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.