پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۴۱

شب به یاد آن لب خموش گذشت

ناله شد شمع وگلفروش‌گذشت

چشم بر جلوه‌ای‌ که وا کردیم

پیش پیش نگاه هوش گذشت

عمر رفت و هنوز در خوابم

کاروان از سرم خموش گذشت

زبر پا دیدم از نشاط مپرس

مژه پل گشت و نای و نوش گذشت

کاف و نون‌، خلق را، به شور آورد

این دو حرف ازکجا به‌گوش گذشت

طرفه راهی‌، چو شمع پیمودیم

سر ما هر قدم ز دوش‌ گذشت

فقر ما، ماتم دو عالم دشت

همه جا یک سیاهپوش گذشت

بی‌جنون ترک وهم نتوان‌کرد

باده از خم به قدر جوش ‌گذشت

گر جنون کرده‌ای تکلف چیست

فصل پنهان‌کن و بپوش گذشت

سوختن هم غنیمت است این شمع

امشب آمد همان‌که دوش‌گذشت

تشنهٔ وصل بود بیدل ما

تیغ شد آب ‌کز گلوش ‌گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۴۳دوش از نظر خیال تو دامن‌کشان گذشت
  2. غزل شمارهٔ ۸۴۴همت ‌از هر دو جهان ‌جست ‌و ز دل در نگذشت
  3. غزل شمارهٔ ۸۴۵نه همین سبزه از خطش ترگشت
  4. غزل شمارهٔ ۸۴۶ز فقر تا به شهادت شد آشنا انگشت
  5. غزل شمارهٔ ۸۴۷بی‌روی تو مژگان چه نگارد به سرانگشت
  6. غزل شمارهٔ ۸۴۸شب هجوم جلوه او در خیالم جا گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۸۴۹دی حرف خرامش به لبم بال‌گشا رفت
  8. غزل شمارهٔ ۸۵۰سعی روزی داشتم آخر ندامت پیش رفت
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.