پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۴۵

نه همین سبزه از خطش ترگشت

قند هم زان دو لب مکرر گشت

فرصت جلوه مغتنم‌ شمرید

خط چلیپاست چون ورق برگشت

تا عدم سیر هستی آن همه نیست

هر نفس می‌توان سراسر گشت

نقطه از سیر خط نمایان شد

اشک ما تا چکید لاغر گشت

اوج عزت فروتنی دارد

قطره پستی‌گزیدگوهرگشت

ترک اخلاق مشق ادبارست

سرو کم‌ سایه شد که بی‌بر گشت

وضع گستاخی بیش از این چه کند

او عرق کرد و چشم ما تر گشت

به غرور آنقدر بلند متاز

لغزش پا دمید چون سرگشت

گرنه شغل امل کشاکش داشت

ربش زاهد چرا دم خرگشت

ششجهت یک فسانهٔ غرض است

گوشها زین جنون نوا کر گشت

سیر پرگار عبرت است اینجا

خواهدت پا و سر برابر گشت

گردش چشم یار در نظریم

باید آخر جهان دیگرگشت

بیخودی بی انوید وصلی نیست

قاصد اوست رنگ چون برگشت

خلقی از وهم محرمی بیدل

گرد خود گشت و حلقهٔ در گشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۴۷بی‌روی تو مژگان چه نگارد به سرانگشت
  2. غزل شمارهٔ ۸۴۸شب هجوم جلوه او در خیالم جا گرفت
  3. غزل شمارهٔ ۸۴۹دی حرف خرامش به لبم بال‌گشا رفت
  4. غزل شمارهٔ ۸۵۰سعی روزی داشتم آخر ندامت پیش رفت
  5. غزل شمارهٔ ۸۵۱قامتش سامان شوخی از نگاه ما گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۸۵۲ز آتش رخسار که ساغر گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۸۵۳بعد از این باید سراغ من ز خاموشی گرفت
  8. غزل شمارهٔ ۸۵۴دل ماند بی‌حس و غمت افشانده بال رفت
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.